هوش های 9 گانه

هوش های 9 گانه

در دهه‌های اخیر دیدگاه‌ها و نظریه‌های زیادی درباره هوش پدید آمده است که نظریه هوش گاردنر یکی از همین دیدگاه‌ها محسوب می‌شود. هوش توانایی است که تمام فرآیندهای شناختی انسان را درگیر می‌کند. این توانایی بالقوه برای همه انسان‌ها بوده و به گروه خاصی تعلق ندارد. هر نوزادی با مجموعه‌ای از توانایی‌های بالقوه که قابلیت اندازه گیری دارند متولد می‌شود.

هوارد گاردنر که دارای ۳۱ مدرک دکترای افتخاری از معتبرترین دانشگاه‌های سراسر جهان است در سال ۱۹۴۳ در آمریکا متولد شد. وی روانشناس و استاد دانشگاه‌ هاروارد بود. مهمترین عامل شهرت این روانشناس نظریه هوش چندگانه او بود. گاردنر در سال ۱۹۸۳ در کتاب “‌چارچوب‌های ذهنی، نظریه هوش چندگانه‌” خود، نظریه مذکور را منتشر کرد. این نظریه که به نظریه هوش گاردنر شهرت یافت، در ابتدا دارای ۸ مولفه بود. به عبارت دیگر گاردنر در زمان انتشار این نظریه و در قالب آن بیان کرد انسان ۸ نوع هوش دارد. اما پس از چند سال، او یک مولفه دیگر هم (هوش هستی گرا یا وجودی، هوش اخلاقی) به ۸ هوش بیان شده افزود.

از دید منتقدان، نظریه هوش گاردنر چیزی فراتر از هوش انسان را شامل می‌شود. آن‌ها معتقدند ۸ مولفه بیان شده در قالب نظریه گاردنر استعدادها، خصوصیات شخصیتی و توانایی‌های انسان را دربر می‌گیرد. تا پیش از انتشار نظریه هوش گاردنر، افراد هوش را منحصر به هوش ریاضی (IQ) می‌دانستند. آن‌ها سطح توانایی و میزان باهوش بودن افراد را با ضریب IQ می‌سنجیدند. اما به اعتقاد گاردنر انسان‌ها برای حل معضلات اجتماعی، تولید محصول جدید یا ارائه خدمات ارزشمند به توانایی‌هایی فراتر از هوش ریاضی نیازمند هستند.

تعریف هوش گاردنر چیست؟

هوش های چندگانه
هاوارد گاردنر درحال پیانو زدن

از دید گاردنر هوش عبارت است از توان و پتانسیل بالقوه از نوع زیست روانشناختی برای پردازش و تحلیل اطلاعات. این توانایی‌ها در شرایط گوناگون و چیدمان‌های متفاوت فرهنگی، فعال شده و به انسان کمک می‌کنند تا راهکارهایی برای مشکلات پیش رو بیابد و یا محصولی تولید و ارائه کند که در آن فرهنگ ارزشمند و قابل احترام باشد.

مطابق با نظریه هوش گاردنر، برای این که بتوان توانایی‌های فرد را شناخت نباید تنها به ضریب هوشی او توجه کرد بلکه باید انواع دیگر هوش اعم از هوش موسیقایی هوش درون فردی و برون فردی، هوش منطقی – ریاضی، هوش تصویری – فضایی، هوش جسمی – حرکتی، هوش کلامی – زبانی و هوش طبیعت گرای او را نیز در نظر گرفت.

نظریه هوش گاردنر دربرگیرنده چند مولفه است؟

۱. هوش کلامی – زبانی

۲. هوش تصویری – فضایی

۳. هوش جنبشی – حرکتی

۴. هوش اجتماعی یا برون فردی

۵. هوش درون فردی

۶. هوش موسیقیایی

۷. هوش منطقی – ریاضی

۸. هوش طبیعت گرا

۹. هوش وجودی یا هستی گرا

نظریه هوش گاردنر بیان می‌کند که انسان‌ها دارای چند نوع هوش هستند. هر یک از انواع هوش نیز ضریب متغیری از کم تا زیاد به خود می‌گیرند. در نتیجه سطح هوش افراد مختلف با یکدیگر متفاوت است.

تعریف هوش های 9 گانه گاردنر:

هوش های چندگانه

۱. هوش کلامی – زبانی

طبق نظریه هوش گاردنر، هوش کلامی را به این شکل تعریف میشود: « میزان تسلط فرد به واژه‌ها و توانایی استفاده صحیح از آن‌ها بر اساس مولفه‌های اصلی نظریه هوش». حال منظور از مولفه‌های اصلی معناشناسی، آواشناسی، شناخت قواعد و دستور زبان و شناخت کاربرد زبان و لغات در شرایط مختلف است.

هوش کلامی زیربنای مهارت فن بیان است. قطعا تاکنون افرادی را مشاهده کرده‌اید که فن بیان بسیار قوی دارند، این افراد زمینه هوش کلامی را داشته‌اند و با تمرین و تکرار آن را تقویت کرده‌اند. افراد دارای هوش کلامی بالا علاوه بر تبحر در فن بیان، در خوب گوش دادن، درک معانی، یادآوری اطلاعات، اقناع مفاهیم به دیگران نیز مهارت دارند. افراد دارای هوش کلامی بالا در مشاغلی مانند شاعری، نویسندگی، معلمی، وکالت، مترجمی و سمت‌های سیاسی موفق خواهند بود.

– ویژگی های هوش کلامی – زبانی:

  • مهارت در به یادآوردن اطلاعات نوشته یا گفته شده
  • لذت بردن از خواندن و نوشتن
  • مهارت در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده
  • توانائی در توضیح دادن مسائل
  • استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها

۲. هوش تصویری – فضایی

در نظریه هوش گاردنر، هوش تصویری – فضایی همان توانایی تصویر سازی ذهنی بدون وجود محرک اصلی، درک اطلاعات دیداری و فضایی و همچنین دگرگون کردن آن‌ها است. میزان توانایی ما در تجسم محیط پیرامونمان به این مولفه بستگی دارد.

هوش تصویری را می‌توان به توان تفسیر تصاویر و الگوها و ایجاد مجدد آن‌ها به صورت سه بعدی نیز معنا کرد. افراد دارای هوش تصویری بالا با کمک ایجاد تصویری واضح در ذهن خود، اطلاعات کسب می‌کنند. این افراد به استفاده از نمودارها، نقشه‌ها و تصاویر علاقه زیادی دارند.

این که هوش دیداری بیان شده در نظریه هوش گاردنر در همه افراد وجود دارد امر انکار ناپذیری است. اما بدون شک برخی از انسان‌ها در این زمینه توانمندتر از دیگران هستند. از مهارت‌های این گروه از افراد می‌توان به ساخت پازل، درک نمودارها و اشکال، جهت شناسی خوب، طراحی و نقاشی، هنرهای تجسمی و غیره اشاره کرد. دریانوردی، مجسمه سازی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک و مهندس نیز از مشاغل مناسب برای این گروه از افراد هستند.

– ویژگی‌های هوش تصویری – فضایی:

  • لذت بردن از خواندن و نوشتن
  • مهارت در درست کردن پازل
  • مهارت در تفسیر عکس، گراف و نمودار
  • لذت بردن از رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی
  • تشخیص راحت الگوها

هوش تصویری - فضایی

۳. هوش جنبشی – حرکتی

افراد دارای هوش جنبشی – حرکتی توانایی بهره گرفتن از تمام یا بخشی از بدن برای حل مسئله، کنترل حرکات خشن و ظریف، دستکاری حرفه‌ای اشیا را دارند. افراد دارای هوش جنبشی – حرکتی، مهارت بالایی در حفظ تعادل میان دست و چشم و سایر اعضای بدن خود را دارند. این افراد همچنین در تعامل با دنیای پیرامون برای جمع‌آوری اطلاعات نیز تبحر دارند.

هوش جنبشی – حرکتی در نظریه هوش گاردنر امکان بیان احساسات از طریق حرکات بدن را به ما می‌دهد. افرادی که ضریب هوش جنبشی آن‌ها بالاست معمولا از تسلط بدنی خود برای انجام کارها بهره می‌برند. زیرا این افراد در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قدرت بالایی دارند.

وجود مهارت‌هایی مانند رقص، حرکات ورزشی، هنرپیشگی، ابراز احساسات به وسیله زبان بدن در این افراد باعث می‌شود تا آن‌ها در مشاغلی مانند مربی ورزشی، آتش نشان، صنعتگر، رقصنده، هنرپیشه و … موفق عمل کنند.

– ویژگی‌های هوش جنبشی – حرکتی:

  • مهارت در ورزش و رقص
  • لذت بردن از ساختن چیزها با دست
  • هماهنگی فیزیکی عالی
  • به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن

هوش جنبشی - حرکتی

۴. هوش برون فردی یا اجتماعی

هوش اجتماعی یکی از مولفه‌های مهم هوش گاردنر محسوب می‌شود، زیرا ما به وسیله این هوش است که می‌توانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم و به درک درستی از احساسات، نیات و باورهای آن‌ها برسیم. با کمک هوش اجتماعی می‌توان از مهارت‌های کلامی و غیر کلامی بهره برد و دیگران را به شرکت در اجتماع ترغیب کرد.

افرادی که دارای هوش اجتماعی بالایی هستند به راحتی می‌توانند خود را در موقعیت دیگران تصور کنند، با افراد همدلی داشته و آن‌ها را درک کنند. این افراد در حل اختلافات و القای حس مثبت به سایرین نیز مهارت دارند.

گروه‌های افراد واجد هوش اجتماعی از سری مولفه‌های هوش گاردنر، سیاستمداران، فروشندگان، مشاوران و تاجران بسیار خوبی خواهند شد.

– ویژگی‌های هوش برون فردی یا اجتماعی:

  • مهارت در برقراری ارتباط کلامی
  • مهارت در برقراری ارتباط غیرکلامی
  • نگاه کردن به افراد از زوایای مختلف
  • ایجاد روابط مثبت با دیگران
  • مهارت در فرونشاندن اختلاف‌ها در داخل گروه‌ها

هوش برون فردی یا اجتماعی

۵. هوش درون فردی

هوش درون فردی در نظریه هوش گاردنر به توانایی درک و شناخت خود معنا می‌شود. هوش درون فردی باعث می‌شود تا فرد از حالات درونی و شخصی خود آگاهی یابد. افراد دارای این هوش، احساسات، تصمیمات درونی، نقاط مثبت و منفی خود را می‌شناسند و درک درستی از آن‌ها دارند. این افراد با توجه به این که قدرت مدیریت استدلال و تفکر خود را دارند می‌توانند فیلسوف، نظریه پرداز، پژوهشگر، مخترع، نویسنده، دانشمند، ایده پرداز، مربی، روانشناس و کارشناس الهیات باشند.

– ویژگی‌های هوش درون فردی:

  • مهارت در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود
  • لذت بردن از تجزیه و تحلیل نظریه‌ها و ایده‌ها
  • خودآگاهی زیاد
  • داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود

هوش درون فردی

۶. هوش موسیقایی

نظریه هوش گاردنر می‌گوید: هوش موسیقایی توانایی تولید، درک و فهم موسیقی و ساخت و انتقال معنای آهنگ است. البته فرد در کنار این توانایی‌ها باید کاربرد سازهای گوناگون، کیفیت و طیف صدای آن‌ها را نیز بشناسد. افراد دارای هوش موسیقایی نسبت به تمام مسائل مرتبط با موسیقی حساس هستند و به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند.

هوش مموسیقایی میزان توجه فرد نسبت به صداهای محیط اطراف را افزایش می‌دهد. طبق نظریه هوش گاردنر، هوش موسیقایی باعث می‌شود فرد از صداهای اطراف برای خلق اثری هنری الهام بگیرد. این افراد به طبع موزیسین، خواننده، آهنگ ساز و طراح آلات موسیقی موفقی خواهند شد.

افراد مذکور در نواختن هر ساز مهارت خواهند داشت، چرا که آن‌ها از موسیقی لذت می‌برند و در فکر کردن به ریتم‌ها و صداها بسیار دقیق و قوی هستند.

– ویژگی‌های هوش موسیقایی:

  • لذت بردن از آوازخوانی و نواختن سازهای موسیقی
  • تشخیص آسان الگوها و نت های موسیقی
  • توانایی به خاطر سپردن آهنگ‌ها و ملودی‌ها
  • درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی

هوش موسیقایی

۷. هوش منطقی – ریاضی

این مولفه از هوش گاردنر به توانایی محاسبات ریاضی اشاره دارد. افراد دارای هوش ریاضی، به راحتی قادر به شناخت و محاسبه مسائل ریاضی هستند. این افراد برای هر چیز دست به آزمایش می‌زنند و سوالات زیادی درباره مسائل پیرامون خود می‌پرسند. افرادی که هوش منطقی – ریاضی بالایی دارند اطلاعات را به درستی طبقه بندی می‌کنند، تفکر درباره پدیده‌های طبیعی را دوست دارند، به سهولت با اشکال هندسی کار کرده و محاسبات ریاضی را انجام می‌دهند.

این افراد قابلیت زیادی در تحلیل مسائل و بهبود سیستم‌های غیر منطقی دارند و به دنبال کشف الگوهای بنیادین و حقیقی در موضوعات مختلف هستند.

براساس نظریه هوش گاردنر، فردی که ضریب هوش ریاضی او بالا باشد برای این که بتواند به مسائل پاسخ دهد، استدلال‌های طولانی و دشوار مطرح می‌کند. چنین فردی می‌تواند به سادگی به یک دانشمند، ریاضی‌دان، حسابدار، مهندس یا برنامه نویس موفق تبدیل شود.

– ویژگی‌های هوش منطقی – ریاضی:

  • مهارت زیاد در حل مسئله و بازی با اعداد
  • لذت بردن از تفکر دربارهٔ ایده‌های انتزاعی
  • علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی
  • مهارت در انجام محاسبات پیچیده

هوش منطقی - ریاضی

۸. هوش طبیعت گرا

این که یک فرد در هیچ یک از مولفه‌های هوش گاردنر جا نداشته باشد امر غیر ممکنی نیست. افرادی که در تمام موارد گفته شده تا اینجا ضریب هوشی پایینی داشته باشند، معمولا دارای هوش طبیعت گرا هستند. این افراد به طبیعت و هرآنچه با طبیعت مرتبط می‌شود علاقه فراوانی دارند. گیاه شناسی، جانورشناسی، برپایی اردو در طبیعت، عکاسی از طبیعت، کوهنوردی و صحراگردی از جمله علاقمندی‌های این دسته از افراد است.

به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری دربارهٔ موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط‌شان آگاه می‌شوند.

و اما مشاعل محبوب افراد دارای هوش طبیعت گرا نیز مواردی مانند کشاورزی، باغبانی، زیست شناسی، محیط بانی، نقاشی و عکاسی از طبیعت و کوه پیمایی را شامل می‌شود.

– ویژگی‌های هوش طبیعت گرا:

  • علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسیو جانورشناسی
  • مهارت در رده‌بندی و فهرست بندی اطلاعات
  • لذت بردن از باغبانی، کشف طبیعت، پیاده روی و چادر زدن در طبیعت
  • بی‌علاقگی به یادگیری موضوعات بی‌ارتباط با طبیعت

هوش طبیعت گرا

۹. هوش وجودی یا هستی گرا:

هوش وجودی یا هستی گرا در نظریه هوش گاردنر، بیشتر به مسائل ماورایی اشاره دارد. بنابراین افرادی که ضریب بالایی از هوش وجودی را دارند، به دنبال درک هستی و فلسفه وجود مسائل پیچیده از قبیل خدا، جهان هستی و پیدایش حیات هستند. این افراد دائما به دنبال یافتن پاسخی قانع کننده برای سوالات خود هستند.

بخش عمده‌ای از انرژی این گروه از افراد در راه رسیدن به ماهیت و هستی مسائل پیچیده صرف می‌شود. به نظر می‌رسد این افراد فیلسوف، روحانی، ستاره شناس، مربی مدیتیشن و کنترل ذهن خوبی باشند.

– ویژگی‌های هوش وجودی یا هستی گرا (سوالات مبهم):

  • خدا کیست؟
  • جهان هستی چگونه خلق شده است؟
  • مرگ چه معنا و مفهومی دارد؟
  • انسان پس از مرگ چه سرنوشتی خواهد داشت؟

هوش هستی گرا

نظریه هوش گاردنر موافقان و مخالفانی داشته است. مخالفان این نظریه می‌گویند: جمع‌بندی و نتیجه گیری از این نظریه بسیار دشوار است، زیرا نظریه هوش چندگانه گاردنر به صورت گسترده مطرح شده است. دسته دیگری از مخالفان معتقدند نظریه هوش گاردنر مبنای پژوهشی محکمی ندارد.

اما از طرف مقابل همانطور که گفته شد نظریه هوش گاردنر مورد توجه بسیاری از مجامع علمی و اجتماعی قرار گرفته است.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *